مردی سالخورده و بداخلاق به نام "یاب" با اکراه راهی اسپانیا میشود تا برای آخرین بار دوست در حال مرگش را ببیند. همسرش "ماریتجه" که با زوال عقل دستوپنجه نرم میکند نیز او را همراهی میکند. اما در طول این سفر، کمکم قلب یخزدهاش آب شده و معنای عشق را دوباره کشف میکند و ...

هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.